Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning استیمان
View (استیمان) in Kamanak, meaning and translation استیمان in dictionaries, word analysis, photo (استیمان) What are similar words and phrases استیمان
Dictionaries
1. [ اِ ] (ع مص ) استئمان . امان خواستن . (زوزنی ). زنهار خواستن . از کسی زینهار خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغة) : از غایت اضطرار نه رعایت جانب اختیار را، در استیمان کوفتن گرفت . (جهانگشای جوینی ). و باستغفار و استیمان پیش آیند. (جهانگشای جوینی ). بعضی میگفتند برای استیمان است . (جهانگشای جوینی ).
در امان درآمدن خواستن . (مجمل اللغة).
در زنهار کسی درآمدن .
پناه بردن به : با ایشان در استیمان بحصنی که روزی چند از آن جماعت ایمن تواند بود مشورت کرد. (جهانگشای جوینی ). و اصحاب اشغال بقلعه ٔ مرغه استیمان کنند. (جهانگشای جوینی ).
اعتماد کردن به .
امین یافتن کسی را.
سوگند دادن .
مبارک شدن .

2. [ اَ / َ-َس ْ ] (فعل ) َ-َستیمان . صیغه ٔ متکلم معالغیر. هستیمان . استیم . رجوع به استیم شود :
ما کار زمانه نیک دیدستیمان
از کار زمانه زآن بریدستیمان .
؟

Meaning ( استیمان ) In Dehkhoda Dictionary