Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning اشتیم
View (اشتیم) in Kamanak, meaning and translation اشتیم in dictionaries, word analysis, photo (اشتیم) What are similar words and phrases اشتیم
Dictionaries
1. [ اَ ] (اِ) چرک و ریمی را گویند که در جراحت باشد. (برهان ). استیم . و رجوع به استیم شود.

Meaning ( اشتیم ) In Dehkhoda Dictionary

Use in dialogues & International Phonetic
اِی خانوم ما هم سرگذشتی داشتیم. قسمت ما این بود چه می‌شه کرد. خدا این‌طور می‌خواست که من تو زندگی حتی یه روز دلخوشی نداشته باشم، یه آب راحت از گلوم پایین نره
ʔey xɑnom mɑm særgozæʃti dɑʃtim qesmæte mɑ ʔin bud tʃe miʃe kærd xodɑ ʔintor mixɑst ke mæn tu zendegi hættɑ ye ruz delxoʃi nædɑʃte bɑʃæm ye ʔɑbe rɑhæt ʔæz gælum pɑyin nære
درسته که حالا روزای سختی داریم اما لااقل می‌تونیم به عقب نگاه کنیم و لذت داشتن کفشهای قشنگ، پیرهن‌های مجلل و باشکوه، مهمونی‌ها و بی‌خیالی‌هایی رو که داشتیم بخاطر بیاریم
doroste ke hɑlɑ ruzɑye sæxti dɑrim ʔæmmɑ lɑʔɑqæl mitunim be ʔæqæb negɑh konimo lezzæte dɑʃtæne kæfʃhɑye qæʃæng pirhænhɑye modʒællælo bɑʃukuh mehmuniyɑ vo bixiyɑlihɑyi ro ke dɑʃtim bexɑter biyɑrim
ای ناقلا، ما که هنوز افتخار آشنایی با ایشونو نداشتیم
ʔæy nɑqolɑ mɑ ke hænuz ʔeftexɑre ʔɑʃnɑyi bɑ ʔiʃuno nædɑʃtim
‌در اون موقع ما هر کدام اسم مستعاری داشتیم، برای اینکه حتی‌الامکان کمتر شناخته بشیم و الیوس نام مستعار من بود
dær ʔun moqeʔ mɑ hær kodum ʔesme mostæʔɑri dɑʃtim bærɑye ʔinke hætælʔemkɑn kæmtær ʃenɑxte beʃim væ ʔeliyos nɑme mostæʔɑre mæn bud
یک روبوت می‌تونه جانشین دو تا و نصفی کارگر بشه پس باید انسان رو کنار می‌گذاشتیم چون خیلی گرون بودند
yek robot mitune dʒɑneʃine do tɑ vo nesfi kɑrgær beʃe pæs bɑyæd ʔensɑn ro kenɑr mizɑʃtim tʃon xeyli gerun budænd
‌با اونکه من و تئودور آشنایی قبلی نداشتیم ولی خیلی زود با هم صمیمی شدیم
bɑ ʔunke mæno teʔodor ʔɑʃnɑʔiye qæbli nædɑʃtim væli xeyli zud bɑ hæm sæmimi ʃodim
Use in text
و تمامی‌ شهرهای‌ او را در آنوقت‌ گرفته‌، مردان‌ و زنان‌ و اطفال‌ هر شهر را هلاک‌ کردیم‌ که‌ یکی‌ را باقی‌نگذاشتیم‌. ,
زیرا شما می‌دانید که‌ چگونه‌ در زمین‌ مصر سکونت‌ داشتیم‌، و چگونه‌ از میان‌ امت‌هایی‌ که‌ عبور نمودید، گذشتیم‌. ,
و چون‌ پدران‌ و برادران‌ ایشان‌ آمده‌، نزد ما شکایت‌ کنند، به‌ ایشان‌ خواهیم‌ گفت‌ ایشان‌ را به‌ خاطر ما ببخشید، چونکه‌ ما برای‌ هر کس‌ زنش‌ را در جنگ‌ نگاه‌ نداشتیم‌، و شما آنها را به‌ ایشان‌ ندادید، الا´ن‌ مجرم‌ می‌باشید.» ,
و آن مردمان احسان بسیار به ما نمودند و همهٔ روزهایی که در صحرا بودیم و با ایشان معاشرت داشتیم، اذیتی به ما نرسید و چیزی از ما گُم نشد. ,
و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم؛ (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‌ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: «شنیدیم؛ ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‌دهد، اگر ایمان دارید!» ,
سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و می‌گفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‌شود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند؛ می‌گویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‌شدیم!» بگو: «اگر هم در خانه‌های خود بودید، آنهایی که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاه‌های خود، بیرون می‌آمدند (و آنها را به قتل می‌رساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه‌هایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، با خبر است. ,
و کوه طور را بر فراز آنها برافراشتیم؛ و در همان حال از آنها پیمان گرفتیم، و به آنها گفتیم: «(برای توبه،) از در (بیت المقدس) با خضوع درآیید!» و (نیز) گفتیم: «روز شنبه تعدّی نکنید (و دست از کار بکشید!)» و از آنان (در برابر همه اینها،) پیمان محکمی گرفتیم. ,
ما بتنهایی خود برداشتیم ,
خرده الحق فرو نگذاشتیم ,
جمله گفتند این زمان بگذاشتیم ,
مابا هزار دستان خو داشتیم آنجا ,
ما با هزار دستان خو داشتیم آنجا ,
که روز جوانی هنر داشتیم ,
بد و نیک را خوار نگذاشتیم ,
که ما داشتیم آن سپه را زبون ,
داماد گذاشتیم و فرزند ,