Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning انعاظ
View (انعاظ) in Kamanak, meaning and translation انعاظ in dictionaries, word analysis, photo (انعاظ) What are similar words and phrases انعاظ
Dictionaries
1. [ اِ ] (ع مص ) برخیزانیدن نره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به نعوظ داشتن . (بحر الجواهر). نعوظ آوردن . ایستاده کردن نره . تحریک . (یادداشت مؤلف ) : قوت حیوانی، آلت شهوانی را قیام و انعاظی بداد. (سندبادنامه ص 177).
انعاظ کردن ؛ برخیزانیدن نره : و اندر وی [ انار شیرین ] لختی بادناکی است و انعاظ کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). پیه اسقنقور با بیزرد بسرشند اول شب بنهند انعاظی کند عجب . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
سخت آزمند شدن مرد و زن بجماع . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شبق . (بحر الجواهر). سخت آزمند شدن مرد و زن به آرمیدن با جفت . آرزومند جماع شدن . (یادداشت مؤلف ).
باز و فراز کردن ستور ماده فرج را از غایت اشتهای فحل . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

Meaning ( انعاظ ) In Dehkhoda Dictionary