Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning برغول
View (برغول) in Kamanak, meaning and translation برغول in dictionaries, word analysis, photo (برغول) What are similar words and phrases برغول
Dictionaries
1. [ ب َ / ب ُ ] (اِ) حلوایی را گویند که از آرد پزند و آنرا افروشه نیز خوانند. (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حلوایی که از گندم و جو درست کنند و آنرا افروشه نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ).
آشی باشد که از گندم نیم کوفته ٔ خردکرده پزند و گروهی فروشه گویندش و گروهی فرفوط و اگر از جو باشد همین گویند. (اوبهی ). آشی که از جو و گندم بپزند و آنرا بلغور نیز نامند که مقلوب برغول است چنانکه گفته اند. (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ).
بلغور. گندم پخته و خشک کرده که بآسیا نیم و نیم کنند. گندمی که در هم شکسته باشند. (برهان ).گندم نیم نیم کرده . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) :
آسیای صبوریم که مرا
هم ببرغول و هم بسرمه کنند.
حکاک (فرهنگ اسدی ).
هر چیزی که آنرا در هم کوفته باشند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ).

Meaning ( برغول ) In Dehkhoda Dictionary