Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning برقان
View (برقان) in Kamanak, meaning and translation برقان in dictionaries, word analysis, photo (برقان) What are similar words and phrases برقان
Dictionaries
1. برقان ناقه ؛ برداشتن شتر ماده دم خود را و آبستنی نمودن وقتیکه آبستن نباشد. (منتهی الارب ). رجوع به برق شود.
[ ب َ رَ ] (ع مص ) درخشیدن . (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی، ترتیب عادل بن علی ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). بریق . درخشیدن یا برق آوردن آسمان .
برق زدن . پیدا شدن آذرخش .
ترسانیدن و بیم کردن کسی .
برقان طعام بزیت یا روغن ؛ اندکی زیت یا روغن در آن ریختن .
برقان نجم ؛ برآمدن ستاره .
برقان مراءة؛ آراسته شدن و زینت گرفتن زن .

2. [ ب ُ ] (ع ص ) تابان و درخشان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). براق .
ملخ متلون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برقانة یکی ِ آن . (منتهی الارب ).

3. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بَرَق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بره ها. رجوع به برق شود.
4. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی است به خوارزم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (انساب سمعانی ). قریه ای از کاث در مشرق جیحون میان کاث و جرجانیه به دروازه راه از خوارزم .
5. [ ب َ رَ ] (اِخ ) برغان . رجوع به برغان شود.
6. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است به جرجان . (ریحانة الادب ).

Meaning ( برقان ) In Dehkhoda Dictionary