Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning بیلقان
View (بیلقان) in Kamanak, meaning and translation بیلقان in dictionaries, word analysis, photo (بیلقان) What are similar words and phrases بیلقان
Dictionaries
1. [ ب َ ل َ ] (اِخ ) ظاهراً معرب بیلگان . (غیاث ). شهر بیلقان که به ارمنی آن را فیداگران میگفتند پس از خراب شدن بردعه کرسی اران قرار گرفت و اگرچه امروز ظاهراً کلیه ٔ آثار آن شهر محو شده ولی جغرافی نویسان عرب محل تقریبی آن را بدست داده اند.بیلقان در چهارده فرسخی جنوب بردعه و هفت یا نه فرسخی شمال ارس در جاده ای که از برزند می آمد قرار داشت و تا قرن نهم جای مهمی محسوب بود. ابن حوقل در قرن چهارم مینویسد شهری نیکوست، دارای آب فراوان و باغستان و درخت و آسیابهای بسیار و به تهیه ٔ حلوای معروف به ناطف مشهور است . در سال 617 هَ . ق . که مغولها آن شهر را محاصره کردند و باروی آن را مستحکم دیدند خواستند بارو را با منجنیق خراب کنند و چون سنگی که بوسیله ٔ منجنیق به حصار اندازند نیافتند چنارهای کهن رابا اره قطعه قطعه ساخته با منجنیق به بارو پرتاب کردند و بارو را خراب نموده وارد شهر شدند و پس از غارت شهر را سوزانیدند. بعد از رفتن مغولها مردم شهر که فرار اختیار کرده بودند، پس از چندی بشهر خود برگشته به آبادی آن پرداختند و آن شهر دوباره معمور گردید.در آخر قرن هشتم بیلقان در محاصره ٔ امیرتیمور قرار گرفت و او پس از تصرف شهر امر کرد ابنیه ٔ خراب آن رااز نو ساختند و نهری نیز از رود ارس جدا کردند و بشهر آوردند که شش فرسخ طول و پانزده ذراع عرض داشت و آن را بنام برلاس، عشیره ٔ تیمور، نهر برلاس نامید. (ترجمه ٔ سرزمینهای خلافت شرقی ص 191). و یاقوت در معجم البلدان نویسد شهری است نزدیک دربند که آن را باب الابواب گویند و از توابع ارمینیه ٔ کبری و نزدیک شروان قراردارد و گویند نخستین کس که آن را ایجاد کرد قباد پس از تصرف ارمینیه بوده است . و برخی دیگر ایجاد آن رانسبت به بیلقان بن ارمنی بن لنطی بن یونان دهند و گروهی این شهر را از توابع اران میدانند و سلمان بن ربیعه در روزگار خلافت عثمان آن را از راه صلح و پرداخت جزیت فتح نمود تا آنکه مغولها بر آن تاختند و آن را ویران کردند و عده ای بدان منسوبند از جمله ابوالمعالی عبدالملک بن احمدبن عبدالملک بن عبدکان بیلقانی محدث متوفی 496 هَ . ق . (از معجم البلدان ). شهری قدیم در اران جنوب قفقاز که گویند بدست قباد ساسانی ساخته شد.(از دائرة المعارف فارسی ). و رجوع به تاریخ سیستان ص 78، 77، تاریخ جهانگشای ج 1 ص 116 ج 2 ص 182، نزهةالقلوب ص 91، تاریخ مغول ص 331، 137، تاریخ رشیدی ص 85، تاریخ غازان ص 99، و حدود العالم، ابن خلدون ص 62، فهرست اعلام حبیب السیر، مرآت البلدان ج 1 ص 327، مراصدالاطلاع، تاریخ گزیده ص 282، 592، اخبارالدولةالسلجوقیة (فهرست اعلام )، قاموس الاعلام ترکی ج 2، تاریخ کرد ص 115، برهان قاطع، آنندراج، غیاث و ناظم الاطباء شود.
2. [ ل َ ] (اِخ ) دهی از شهرستان کرج، مرکز تأسیسات سازمان آب تهران برای نقل آب رود کرج به تهران و مجهز به دستگاههای اندازه گیری است . حوضچه های تصفیه ٔ آب این محل پیش از ساختن سد کرج اهمیت داشت . تأسیساتش در حال توسعه است . ایستگاه مخابراتی بی سیم با سازمان آب دارد و 609 تن سکنه دارد. (از دائرة المعارف فارسی ). و رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 شود.

Meaning ( بیلقان ) In Dehkhoda Dictionary