Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning تلاق
View (تلاق) in Kamanak, meaning and translation تلاق in dictionaries, word analysis, photo (تلاق) What are similar words and phrases تلاق
Dictionaries
1. [ت ِ ] (اِ) آن گوشت زیادتی را گویند که در میان فرج زنان است . (برهان ) (آنندراج ). ریشی که در میان فرج بود. (شرفنامه ٔ منیری ). بظر و گوشت پاره مانندی در بالای کس زنان که در ختنه بریده می شود. (ناظم الاطباء). وذره . وذقه . عنبلة. عنبل . عنتل . قنب . (منتهی الارب ). چوچوله . دلاق .
بمعنی پاچه ٔ تنبان و شلوارهم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). ازار پایچه . (شرفنامه ٔ منیری ). پاچه ٔ تنبان و شلوار. (ناظم الاطباء).

2. [ ت َ ] (ع مص ) صحبت و مجلس و انجمن و ملاقات . (ناظم الاطباء). تلاقی : لینذر یوم التلاق . (قرآن 40 / 15).
عشق صورتها بسازد در فراق
تا مصور سرکشد وقت تلاق .
مولوی .
رجوع به تلاقی شود.

Meaning ( تلاق ) In Dehkhoda Dictionary

Use in text
به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمی‌دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم؛ هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم! ,
(ولی) هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند؛ و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و روان شد). ,