Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning ثیاذوق
View (ثیاذوق) in Kamanak, meaning and translation ثیاذوق in dictionaries, word analysis, photo (ثیاذوق) What are similar words and phrases ثیاذوق
Dictionaries
1. (اِخ ) طبیب معروف نصاری بمائه ٔ اول هجری در دولت بنی امیه . او پزشک حجاج بن یوسف ثقفی بود و حجاج باو اعتمادی تمام داشت و بدستور او عمل میکرد روایت کنند که روزی حجاج که عادت گل خواری داشت ازو پرسید دوای گل خوردن چیست گفت عزیمت مردی چون تو. حجاج از ان پس بترک آن عادت گفت ثیاذوق در تدبیر صحت به حجاج وصایائی کرده که از آن جمله است : تا به دارو حاجت نیفتد مگیر. از میوه جزرسیده مخور. خوردنیها را هر چه بیشتر بخای . پس از طعام چاشت خفتن را بأسی نیست لیکن چون به شب غذا خوری تا راه نرفته ای هر چند پنجاه گام باشد مخسب و تا گرسنه نباشی هیچ مخور. در آرامش با زنان افراط مکن . از حبس بول بپرهیز. هر دو روز یک بار استحمام کن . در حال سیری به حمام مرو. با امتلاء معده با زنان میارام . از گوشت خشک (قدیم ) نمک سود بپرهیز. ناشتا آب سرد میاشام . چون شکم از طعام پرباشد بر پهلوی چپ خسب . بازن پیر ازدواج مکن . از «سواک » غفلت مورز. گوشت از پی گوشت مخور. ثیاذوق بکمال پیری رسید و در شهر واسط در حدود سال 90 هَ . ق . وفات کرد از مؤلفات اوست . کتاب کناش کبیر که برای پسر خود تألیف کرد و دیگر کتاب ابدال الادویة و کیفیة دقها و ایقاعها و اذابتها و شی ٔ من تفسیر أسماء الادویة فرات بن شحاثا طبیب یهودی از شاگردان او بود.

Meaning ( ثیاذوق ) In Dehkhoda Dictionary