Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning جایز
View (جایز) in Kamanak, meaning and translation جایز in dictionaries, word analysis, photo (جایز) What are similar words and phrases جایز
Dictionaries
1. [ ی ِ ] (ع ص ) جائز. ج، اَجوُز. اَجوِزَ، جوزان، جیزان و جوائِز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روا. مشروع . حلال . مأذون . پروانگی . (ناظم الاطباء). سایغ. مباح . مُسَوَّغ . مُسَغَّب . مُسغَب . مُجاز : و هیچ خردمند تضییع عمر در طلب آن جایز نشمرد. (کلیله و دمنه ). در احکام مروت غدر بچه تأویل جایز توان داشت . (کلیله و دمنه ).
آنگه ار منبل شوی جایز بود
کانچه خواهی و آنچه جوئی آن شود.
مولوی .
رجوع به جائز شود.
ممکن . شایسته . (ناظم الاطباء).
ادغام جایز. رجوع به ادغام شود.
عقد جایز. رجوع به عقد شود.

Meaning ( جایز ) In Dehkhoda Dictionary

1. (یِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - روا. 2 - مباح . 3 - نافذ. ؛ ~ُ ~الخطا لغزش پذیر، دارای احتمال و امکان اشتباه

Meaning ( جایز ) In Moein Dictionary

Use in dialogues & International Phonetic
‌هرمان هسه، بعد از نگارش مهره‌های شیشه‌ای در سال 1946 موفق به اخذ جایزه نوبل شد
hermɑn hesse bæʔd ʔæz negɑreʃe mohrehɑye ʃiʃeyi dær sɑle hezɑro nohsædo tʃehelo ʃiʃ movæfæq be ʔæxze dʒɑyezeye nobel ʃod
تو اگر هرنانی یا صد برابر بدتر از اون باشی، اگه برای سر تو به جای طلا یک امپراطوری رو جایزه بدن مهمان من هستی
to ʔægær hernɑni yɑ sæd bærɑbær bædtær ʔæz ʔun bɑʃi ʔæge bærɑye sære to be dʒɑye tælɑ yek ʔemperɑturi ro dʒɑyize bedæn mehmɑne mæn hæsti
‌با شما هستم. من مردی هستم که برای سرش 1000 سکهٔ طلا جایزه تعیین شده
bɑ ʃomɑ hæstæm mæn mærdi hæstæm ke bærɑye særeʃ hezɑr sekeye tælɑ dʒɑyize tæʔyin ʃode
Use in text
و شما را اطّلاع‌ می‌دهیم‌ که‌ بر همه‌ کاهنان‌ و لاویان‌ و مغنّیان‌ و دربانان‌ و نتینیم‌ و خادمان‌ این‌ خانه‌ خدا جزیه‌ و خراج‌ و باج‌ نهادن‌ جایز نیست‌. ,
و تا روبروی‌ دروازه‌ پادشاه‌ آمد، زیرا که‌ جایز نبود که‌ کسی‌ با لباس‌ پلاس‌ داخل‌ دروازه‌ پادشاه‌ بشود. ,
و احدی‌ از ایشان‌ به‌ میته‌ آدمی‌ نزدیک‌ نیامده‌، خویشتن‌ را نجس‌ نسازد مگر اینکه‌ به‌ جهت‌ پدر یا مادر یا پسر یا دختر یا برادر یا خواهری‌ که‌ شوهر نداشته‌ باشد، جایز است‌ که‌ خویشتن‌ را نجس‌ سازد. ,
امّا فریسیان چون این را دیدند، بدو گفتند، اینک، شاگردان تو عملی می‌کنند که کردن آن در سَبَّت جایز نیست. ,
که ناگاه شخص دست خشکی حاضر بود. پس از وی پرسیده، گفتند، آیا در روز سَبَّت شفا دادن جایز است یا نه؟ تا ادّعایی بر او وارد آورند. ,
در جواب گفت که، نان فرزندان را گرفتن و نزد سگان انداختن جایز نیست. ,
پس فریسیان آمدند تا او را امتحان کنند و گفتند، آیا جایز است مرد، زن خود را به هر علّتی طلاق دهد؟ ,
آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟ ,
امّا روسای کهنه نقره را برداشته، گفتند، انداختن این در بیتالمال جایز نیست زیرا خونبها است. ,
و بدیشان گفت، آیا در روز سَبَّت کدام جایز است؟ نیکویی کردن یا بدی؟ جان را نجات دادن یا هلاک کردن؟ ایشان خاموش ماندند. ,
آنگاه فریسیان پیش آمده، از روی امتحان از او سؤال نمودند که آیا مرد را طلاق دادن زن خویش جایز است. ,
ایشان آمده، بدو گفتند، ای استاد، ما را یقین است که تو راستگو هستی و از کسی باک نداری، چون که به ظاهر مردم نمی‌نگری بلکه طریق خدا را به راستی تعلیم می‌نمایی. جزیه دادن به قیصر جایز است یا نه؟ بدهیم یا ندهیم؟ ,
و بعضی از فریسیان بدیشان گفتند، چرا کاری می‌کنید که کردن آن در سَبَّت جایز نیست. ,
آنگاه عیسی ملتفت شده، فقها و فریسیان را خطاب کرده، گفت، آیا در روز سَبَّت شفا دادن جایز است؟ ,
چرا از چیزها [= گوشتها]ئی که نام خدا بر آنها برده شده نمی‌خورید؟! در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بیان کرده است! مگر اینکه ناچار باشید؛ (که در این صورت، خوردن از گوشت آن حیوانات جایز است.) و بسیاری از مردم، به خاطر هوی و هوس و بی‌دانشی، (دیگران را) گمراه می‌سازند؛ و پروردگارت، تجاوزکاران را بهتر می‌شناسد. ,
جایزه دادند به اهل هنر ,