Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning رسولی
View (رسولی) in Kamanak, meaning and translation رسولی in dictionaries, word analysis, photo (رسولی) What are similar words and phrases رسولی
Dictionaries
1. [ رَ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن قاسم بن رسولی بغدادی، فقیه شافعی، مکنی به ابوالسعادات . او در مسائل خلافی سخنان خوب دارد و شعر نیکو می گفت . رسولی به خراسان سفر کرد و در آنجا بسال 544 هَ . ق . درگذشت . وی از جعفربن احمد سراج و ابوالقاسم بن بیان رزاز و جز آن دو حدیث شنید و ابوسعد سمعانی و جز وی از او روایت دارند. (از لباب الانساب ).
2. [ رَ ] (اِخ ) یا ائمه ٔ رسولی .رسولیان . رجوع به ائمه ٔ رسولی و رسولیان یمن شود.
3. [ رَ ] (حامص ) رسالت و پیغامبری . (ناظم الاطباء). پیغامبری .
پیغام رسانی . (فرهنگ فارسی معین ). فرستادگی . (ناظم الاطباء). سفارت . سفیری . ایلچی گری . نمایندگی : پس پسر عضدالدوله ... را به رسولی به غزنه فرستاد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 118).
چو سلطان خود کند حالی رسولی
رسولی ّ دگر باشدفضولی .
پوریای ولی .
احمدبن ابی الاصبع به رسولی نزدیک عمر و برادر یعقوب آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 296). این سلیمانی به رسولی و شغل بزرگ آمده است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 296). به چند دفعت خواستند که به رسولیها برود و حیلت کرد تا ازوی درگذشت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 255). به رباط مانک علی میمون قرار گرفت [ بوصادق ] و بر وی اعتماد کردند پادشاهان و رسولیهای بانام کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 207).
قیدافه خوانده ام که زنی بود پادشاه
اسکندر آمدش به رسولی سخن گزار.
خاقانی .
به رسولی فرستادن ؛ بنمایندگی و ایلچی گری فرستادن . بسمت سفیر و نماینده به جایی روانه ساختن : به روزگار سامانیان یک بار وی را به رسولی به بخارا فرستاده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 685). خواجه ابوالقاسم حصیری را و قاضی حسن بوطاهر تبانی راخویش این امام بوصادق تبانی به رسولی فرستاد نزدیک ارسلان خان و بغراخان تا عقد و عهد تازه کرده آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 536). قرار گرفت که عبدالجبار پسروزیر آنجا به رسولی فرستاده آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 383).
رسولی کردن ؛ ایلچی گری کردن . رسول شدن . نمایندگی داشتن . سفیر بودن : رسولی ها کرده بود به دو دفعت و به بغداد رفته . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 363). وی را بنواخت و گفت این یک رسولی بکن چون بازآیی قضای نشابور به تو دادیم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 538).
(ص نسبی ) منسوب است به رسول که به سفارت دلالت دارد. (از لباب الانساب ).

Meaning ( رسولی ) In Dehkhoda Dictionary

Use in text
و رسولی‌ نزد ایوب‌ آمده‌، گفت‌: «گاوان‌ شیار می‌کردند و ماده‌ الاغان‌ نزد آنها می‌چریدند. ,
از جانب‌ خداوند خبری‌ شنیدم‌ که‌ رسولی‌ نزد امّت‌ها فرستاده‌ شده‌، (می‌گوید): جمع‌ شوید و بر او هجوم‌ آورید و برای‌ جنگ‌ برخیزید! ,
و ایزابل‌ رسولی‌ نزد ایلیا فرستاده‌، گفت‌: «خدایان‌ به‌ من‌ مثل‌ این‌ بلکه‌ زیاده‌ از این‌ عمل‌ نمایند اگر فردا قریب‌ به‌ این‌ وقت‌، جان‌ تو رامثل‌ جان‌ یکی‌ از ایشان‌ نسازم‌.» ,
و اَلِیشَع‌ رسولی‌ نزد وی‌ فرستاده‌، گفت‌: «برو و در اُرْدنّ هفت‌ مرتبه‌ شست‌ و شو نما و گوشتت‌ به‌ تو برگشته‌، طاهر خواهی‌ شد.» ,
همان‌گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم؛ تا آیات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنچه را نمی‌دانستید، به شما یاد دهد. ,
به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! ,
برای هر امّتی، رسولی است؛ هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‌شود؛ و ستمی به آنها نخواهد شد! ,
ما پیش از تو (نیز) رسولانی فرستادیم؛ و برای آنها همسران و فرزندانی قرار دادیم؛ و هیچ رسولی نمی‌توانست ا(ز پیش خود) معجزه‌ای بیاورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانی نوشته‌ای دارد (و برای هر کاری، موعدی مقرّر است)! ,
ترا زیبد رسولی در میانه ,
هستم این دم خود رسولی بر شما ,
بی رسولی تو داند گفت و کرد ,
از پری بانو رسولی ارجمند ,
رسولی ز قیصر بیامد چو باد ,
رسولی فرستاد نزدیک شاه ,
رسولی روان کرد و همراه او ,
رسیده ست اینک از هر یک رسولی ,