Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning زبدی
View (زبدی) in Kamanak, meaning and translation زبدی in dictionaries, word analysis, photo (زبدی) What are similar words and phrases زبدی
Dictionaries
1. [ زُ ] (اِخ ) علی بن سلیمان بن زبدی بغدادی . از عبدالصمدبن ابی الجیش حدیث شنید و در 666 هَ . ق . وفات یافت . (تاج العروس ).
2. [ زُ ] (اِخ ) انجب بن ابی منصور. از ابوالحسین بن یوسف روایت دارد. (تاج العروس ).
3. [ زَ ] (اِخ )ابراهیم بن عبداﷲبن علأبن زبد زبدی . (تاج العروس ).
4. [ زَ ] (اِخ ) فرزند زارح از سبط یهودا (کتاب یشوع 7:1). در موضع دیگر از کتاب مذکور در ضمن سخن درباره ٔبنی اسرائیل چنین آمده : قبیله ٔ یهود را احضار نموده (یشوع ) موافق مردانش، و زبدی گرفتار شد و خانواده اش را مرد بمرد احضار نموده و عاکان پسر کرمی پسر زبدی پسر زارح از سبط یهودا گرفتار شد. (تورات، ترجمه ٔ ویلیام گلن کشیش، کتاب یوشع فصل 7:17و18). رجوع به دائرة المعارف بستانی و «زارح » در این لغت نامه شود.
5. [ زَ ب َ ] (اِخ ) خداداد و او شوهر سالومه و پدر دو تن از حواریان بود و مثل سایر مزدوران نبوده که یومیه ٔ هر روزه را در همان روز تحصیل نمایند بلکه مزدوران در تحت ید خود میداشت و چون خداوند دو پسر او را خواند بی درنگ ایشان را فرستاد و زوجه ٔ او سالومه نیز از مال خود در راه خداوند صرف مینمود. انجیل مرقس 1:20، 15: 40، 16:1. (قاموس کتاب مقدس ). شوهر سالومه و پدر یعقوب و یوحنای پیغمبر است . وی در دریاچه ٔ جلیل به صید ماهی می پرداخت . (ملحقات المنجد). مادر پسران زبدی و فرزندان او یعقوب و یوحناسجود کردند و گفتند... (ترجمه ٔ فارسی کهن انجیل ).
6. [ زُ دی ی ] (ع ص نسبی ) برنگ کرم، خامه ای رنگ . (از دزی ج 1 ص 578).
در یک مورد معین ظاهراً بمعنی پیمانه ٔ سنجش (کیل ) حبوب آمده .
ظرف چینی کرم رنگ . شیری رنگ . (از دزی ج 1 ص 578).

7. [ زُ ] (ص نسبی ) منسوب به زبد یعنی مسکه ای و سرشیری . (ناظم الاطباء).

Meaning ( زبدی ) In Dehkhoda Dictionary

Use in text
از بنی‌شفطیا، زبدیا ابن‌ میکائیل‌ و با او هشتاد نفر از ذکور. ,
نبینی زنیکی دهش جزبدی ,