Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning متکی
View (متکی) in Kamanak, meaning and translation متکی in dictionaries, word analysis, photo (متکی) What are similar words and phrases متکی
Dictionaries
1. [ م ُت ْ ت َ] (ع ص ) (از «وک ء») تکیه کننده . (از منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). تکیه کننده و پشت بر چیزی داده و محل تکیه و پشتیبان . (ناظم الاطباء). تکیه داده و پشت بر چیزی داده و تکیه گاه ساخته . کسی که تکیه میکند و پشت می دهد و می نشیند و مخصوصاً بر روی پاشنه ٔ پاها. و آن که لم میدهد و به یک طرف می افتد . (ناظم الاطباء). تکیه کننده . پشت دهنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ای بر سریر دولت و اقبال متکی
ممدوح بی خلافی و مخدوم بی شکی .
سوزنی .
هر یکی گفتش که شاباش ای ذکی
بادبختت بر عنایت متکی .
مولوی (مثنوی چ خاور ص 161).
گرد میگشتی که اندرشهر کیست
کو بر ارکان بصیرت متکی است .
مولوی .

2. [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب است به متک که نام اجدادی است . (الانساب سمعانی ).
3. [ م ُ ] (اِ) شیرین بیان . (گیاه شناسی گل گلاب ص 221). گیاهی است از تیره ٔ سبزی آساها که در حقیقت یکی ازگونه های شیرین بیان است . میجر. شیرین بیان . (از فرهنگ فارسی معین ). به لغت مردم کرمان گیاهی که ریشه ٔ آن را شیرین بیان و ملهتی و به تازی اصل السوس گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به سوس و اصل السوس شود.

Meaning ( متکی ) In Dehkhoda Dictionary

(مُ تَّ) [ ع . متکی ء ] (اِفا.) تکیه کننده

Meaning ( متکی ) In Moein Dictionary

Use in text
که شدی متکی به قوت وزور ,