Kamanak Dictionary
World of Words
Kamanak Encyclopedia of Analysis and Viewing Persian Content
meaning مرتطم
View (مرتطم) in Kamanak, meaning and translation مرتطم in dictionaries, word analysis, photo (مرتطم) What are similar words and phrases مرتطم
Dictionaries
1. [ م ُ ت َ طِ ] (ع ص ) افتاده در گل و محکم چسبیده و غیر قادر بر برخاستن . (ناظم الاطباء). در وحل افتاده . (از اقرب الموارد). نعت فاعلی است از ارتطام . رجوع به ارتطام شود.
در کاری افتاده که نتوان از آن بیرون شد. (از آنندراج ) (از منتهی الارب ). در کاری گرفتار شده که مخرج و مخلصی نیابد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). در رنج و محنت پریشان و مضطرب . (ناظم الاطباء).
بازدارنده ٔ پلیدی . (آنندراج ). ارتطم و ترطم السلح ؛ حبسه . (متن اللغة). رجوع به ارتطام شود.

Meaning ( مرتطم ) In Dehkhoda Dictionary